تبليغاتX
نسیم ارس

بنام خدا

از شرف شد کز صدف گوهر جدا افتاده است

گندم از عزت بکام آسیا افتاده است

سرخ رو چون مس مشو محتاج مسگر میشوی

زر ز زردی بی نیاز از کیمیا افتاده است

برتری جوئی سر تعظیم می ساید به خاک

سایه از افتادگی بی اعتنا افتاده است

شهوت دنیا پرستی  برق عالمسوز شد

آتش اندر خرمن خلق خدا افتاده است

طوق قمری رنگ خون اوست گرد گردنش

بر سر ما هر بلا از آشنا افتاده است  

در میان بی هنرها میکشم رنج هنر

گنج در ویرانه افتادو بجا افتاده است

حاسد از مهر و محبتهای ما گستاخ شد

بره از نرمی بخوان اغنیا افتاده است

هر چه شب تاریکتر تا بنده تر باشد سهیل

از حسادت بر زبانها نام ما افتاده است

هر که دارد حرص کسب زورو زر جز طبع من

همت عالی بباز  بینوا افتاده است

(سهیل )

+ نوشته شده توسط مردی از خطه سر سبز ارسباران شهر اهر در بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 0:18 قبل از ظهر |

تفعلی بر شعر معینی


طبیبا بس کن این درمان من بیمار میمیرم

مرا   دیگر  بحال  خویشتن  بگذار   میمیرم

دمادم میشوم کاهیده تر زین عشق جانفرسا

زمن شوئید دست ای دوستان کاین بار میمیرم

ندارم تاب دیدارت که با آن شعله میسوزم

نمیخواهم ترا بینم کز آن دیدار میمیرم

من دیوانه را بگذارتا با خود سخن گویم

به شهر غم غریبم روی بر دیوار میمیرم

گل خودروی این دشتم نه گلکاری نه گلچینی

به خاری عاقبت در گوشه ای چون خار میمیرم

شکفتم بی هوس بر شاخه لرزان عمر اما

چنان نازک دلم کاخر بیک رگبار میمیرم

 

+ نوشته شده توسط مردی از خطه سر سبز ارسباران شهر اهر در یازدهم آبان 1386 و ساعت 11:13 بعد از ظهر |

ضرب المثل ها


  • پروانه اغلب فراموش میکنه که روزی کرم بوده.
  • توان ماهیگیر وقت توفان معلوم میشود.
  • هیچ چیز خطرناک تر از دوست نادان نیست .
  • اسراف نکن نیازمند خواهی شد.
  • دانستن سوار کاری کافی نیست باید طرز افتادن را هم بلد باشی.
  • هیچ چیز آسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .

 

 

+ نوشته شده توسط مردی از خطه سر سبز ارسباران شهر اهر در یازدهم آبان 1386 و ساعت 10:37 بعد از ظهر |

 بسم الله الرحمن الرحیم

همانطوری که قبلا به عزیزان قول داده بودم چند عکسی که همین بهارامسال(۱۳۸۶)توسط بنده حقیر گرفته شده جهت آشنائی شما با منطقه اهر ارسبارن بحضور تقدیم است امید است مورد پسند واقع شود

 

+ نوشته شده توسط مردی از خطه سر سبز ارسباران شهر اهر در یازدهم آبان 1386 و ساعت 8:11 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

کتابی را دیروز ورق میزدم مطلبی خیلی ذهنم را به خود مشغول کرد خواستم خوانندگان عزیز نیز از این نصیحت بی فیض نمانند .

افتادگی     آموز اگر   طالب  فیضی                                     هر گز نخورد   آب زمینی   که بلنداست

امام فخر رازی (ره)در کتاب خود در باب تواضع میفرماید:

تاج المروه التواضع یعنی افسر انسانیت فروتنی و تواضع است .وبدنبال گفتارش می افزاید:

که  تواضع  کیمیای  اخلاق  حمیده و  روح صفات  پسندیده است  زیرا که ضد آن تکبروگردن کشی است .

و آن از صفات  نکوهیده  به  شمار میرود.  و همین  طریق  ناپسندیده  است  که ابلیس را از اوج رفعت به 

حضیض مذلت افکندو لعنت همیشگی را برای خودش فراهم نمود.

یکی قطره باران زابری   چکید                              خجل شد  چو  پهنای    دریا  بدید

که جائی که دریاست من چیستم                              گر این هست  حقا که  من   نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید                             صدف در کنارش چو جان پرورید

سپهرش به جائی    رسانید  کار                             که  شد  لولوئی  عاقبت  شاهسوار

بلندی از آن یافت کو   پست شد                             در نیستی  کوفت   تا   هست   شد

تواضع   کند  هوشمند    گزین                              نهد   شاخ  پر میوه   سر بر زمین

+ نوشته شده توسط مردی از خطه سر سبز ارسباران شهر اهر در یکم آبان 1386 و ساعت 1:6 قبل از ظهر |

type=submit name=btnG TYPY=hidden name=hi